ناگفته های یک دلقک

دلنوشته های یک دلقکِ خانگی

لطفا با لبخند کش دااااااار وارد شوید ...

توصیه مهم دلقک :)

به شدت توصیه میکنم این مقالات آموزشی رو بخونید :) ...

یکی از مهم ترین دلایلش اینه که تولید خودمه D:


آموزش طراحی قالب با HTML - برای افرادی که میخوان قالب های بیان رو ویرایش کنن و یا خودشون یک قالب اختصاصی بسازن بسیار مفیده :)

آموزش طراحی سایت با ASP.NET Core

آموزش طراحی سایت با ASP.NET MVC

مقالات سئو - این مقالات دسترنج آقای Beautiful Mind هست :)) - حق کپی رایت رعایت شده D:

و ۲۴ ساله شدم :)

مهمونی تولد ۲۴ سالگی هم تموم شد :) ... توی روزای خاص زندگیت ،  آدمای خاص زندگیت مشخص میشن این آدمای خاص همونایی هستن که با وجود تموم مشغله های زندگی روز تولدتو یادشونه :)) یعنی براشون مهمی ؛-)

خدایا شکرت به خاطر وجود این آدما که به زندگی دلگرمت میکنن ... زندگیتون پر از روزای خاص و آدمای خاص ...

کادو تولد :)

این هم کادوی تولد از طرف رفیق شفیق :)
از اونجایی که 9 روز دیگه تولد این رفیق جان هم هست امروز دست به کار شدم برای خرید هدیه :) ... از اونجایی که علاقه ی زیادی به ماگ دارم دو تا ماگ سفارش دادم چون نتونستم بین دوتاشون یکی رو انتخاب کنم دیگه هر دو رو خریدم :))
یکمی نگران این دوست جان هستم توی مسیر خوبی نیست ولی از اونجایی که ما جوونا اصولا از نصیحت شنیدن خوشمون نمیاد منم بیشتر از این تلاشی نکردم تا باهاش صحبت کنم باید سرش به سنگ بخوره تا بفهمه داره اشتباه میره ...



+ یک عدد شال ... عروسک کناری فقط جنبه ی تزئینی دارد D:

شاید دستگیر شدم ://

امروز به شدت درگیر یه سری کارای عقب افتاده بودم و هنوزم بعد از گذشت ساعت ها نتونستم از پای لبتاب بلند بشم :// ... بین پیام های تلگرامی که توی هفته اخیر داشتم عکس پایین یکی از ترسناک ترینا بود D:  یکی از مشتری ها که براش یه سایت طراحی کردم این پیامو ارسال کرد و میخواست از امنیت سامانه خیالش راحت باشه ... خلاصه یه لحظه به فاکتورهای امنیتی برنامه فکر کردم و دیدم اونقدرا هم قوی نیست خخخ هر چند که باز من نسبت به مابقی دوستان که قالبا پسورد برنامه هاشون Admin123 است D: از پسوردهای قوی تری استفاده میکنم که گاها خودمم یادم میره پسوردامو بعد یه مدت ... خلاصه شاید یه روزی برنامه ها هک شد و اطلاعات یه عده از مردم برملا شد ... اون روز دیگه حتما دستگیرم میکنن :دی ... به نظرم باید بعد از تحویل پروژه ها با مشتری قطع رابطه کرد و حتما در یک اقدام ناجوانمردانه بلاکش کرد ... خلاصه رد و نشونی از خودمون به جا نزاریم بهتره D:


+ حالا من در جواب به مشتری کلاس الکی گذاشتم خخخخخ ...

میز کار :)

این عکسو پنجشنبه هفته پیش بعد از تمیز کردن اتاق کارمون گرفتم دیدم حیفه یه جایی ثبتش نکنم شاید یه روزی دلم برای اتاق کارمون تنگ شد :) ... البته قبل از تمیز کردن ،  میز به این شدت برق نمیزد :دی ... خب یه ادم شلخته همه جا شلخست حتی توی محیط کار D:


فقط به خاطر ...

من به خاطر رفیقم هر کاری میکنم باشگاه رفتن که چیزی نیست :)))
خودم زیاد اهل ورزش نیستم ولی وقتی دوستم ازم خواست که  باهم بریم باشگاه دیگه نه نیاوردم ... امروز اولین روز باشگاه بود و به شدت خستمه ... حال ندارم از جام بلند شم حتی D:

ببینم با این باشگاه رفتن یه پهلوون ازمون درمیاد :دی




همه هزینه هام برای تو :)

چند روز پیش یه حساب سر انگشتی کردم و متوجه شدم تقریبا 70 درصد از حقوقمو صرف خرید لوازم نقطه کوبی کردم :/ ... دیگه استوری گذاشتم همه هزینه هام برای نقطه کوبی D:

نقطه کوبی برام بسیار لذت بخشه ... اینم طرح هایی که کار کردم ... توی این فکرم که باکس دیواری بخرم و هر کدومو بزارم داخلش مثل تابلو :)) ... به نظرم خیلی قشنگ میشه ...

#نقطه کوبی روی بشقاب







مرسوله های پستی

وقتی لوازم هنری و کتاب های ارشد به دستت میرسن :)



+ راستی تصمیم گرفتم به خاطر خانواده ارشد بخونم هر چند که خودم هیچ تمایلی ندارم به ادامه تحصیل ... میخوام از این بعد روزی چند ساعت هم که شده درس بخونم تا ببینم می تونم روزانه یه دانشگاه خوب قبول بشم یا نه ؟ :/ .... فعلا دوتا کتاب سفارش دادم و چندتا کتاب تخصصی هم لازم دارم که باید در اسرع وقت تهیه بشه :))

رشته ای که میخوامو فقط این دانشگاه ها دارن ://

دانشگاه‌های زیر دارای گرایش تجارت الکترونیک هستند:

  • دانشگاه امیر کبیر
  • دانشگاه علم و صنعت
  • دانشگاه خواجه نصیر
  • دانشگاه اصفهان
  • دانشگاه قم

البته به جز دانشگاه های شبانه و پیام نور ... ولی کلا سخته قبولی D: ولی تلاشمو میکنم .


حس خوب این روزا ...

خدایا مرسی که همیشه بهترین راه ها رو در مقابلم قرار میدی :)

و باز هم بدبینی ...

یه شب عالی رو گذروندم با دوستم ... احساس میکنم با صحبت های امشبی که باهم داشتیم نسبت به ازدواج بدبین تر شدم مخصوصا وقتی دوستم گفت که اعتقاداتش بعد از این ازدواج ناموفق به طور کامل تغییر کرده و اینو میشد از نوع پوشش فهمید و حتی گفت دیگه نماز نمیخونه و دلیلش هم این بود که خانواده ی همسرش ادم های اهل نماز و روزه و ... بودن ولی این همه بلا سرش اوردن متاسفانه به شدت بدبین شده نسبت به این مدل آدما ... من هم  نتونستم قانعش کنم که دین توی این مدل ادما خلاصه نمیشه و اصلا همین ادما وجه دین و اسلامو خراب کردن ولی خب قانع نمیشد و حسابی بدبین بود منم تلاش زیادی نکردم برای قانع کردنش چون اصولا دوس ندارم که بخوام اعتقادات خودمو به کسی تحمیل کردم ... متاسفانه دنیا پر شده از ادمایی که فقط بلدن جانماز ٱب بکشن ؛ صرفا هر کسی که نماز میخونه و روزه میگیره و حتی حجاب داره ادم خوبی نیست ... منتفرم از ادمای دورو ...

نفوس بد نزنید !!! یه خاطره به روایت صوت :)))

+ پیشاپیش بابت صدای بدم پوزش می خوام :)



یه تمرین کوچیک برای ضبط دوره آموزشی ، باشد که ترسم بریزه و مسلط تر شوم :)))