ناگفته های یک دلقک

دلنوشته های یک دلقکِ خانگی

لطفا با لبخند کش دااااااار وارد شوید ...

۴ مطلب در شهریور ۱۳۹۷ ثبت شده است

خرابکاری با من عجین شده

هر چند وقت یکبار ، یکی از وسایل خونه به همچین بلایی دچار میشن و باید چسب کاری کنم :|



حالا مامان منم روی این وسایل خونه حساسه یعنی عمرا بگه فدای سرت D:

بعد همین امشب این بلا بر سر این وسیله ی تزئینی که بالای یخچالمون بود اومد ، منم کاری نکردم فقط در یخچالو باز کردم اینم افتاد روی زمین شکست :|

و هنوز چندی از این ماجرای ناخوشایند نگذشته بود که مامانم گفت بیا توی این غذا زعفرون بریز منم یکمی ریختم

مامانم گفت خب بیشتر بریز ، گفتم بابا زغفرون مثقالی 60 تومن شده

مامانم میگه تو بریز نمی خواد نگران قیمت زغفرون باشی

در حین همین زعفرون ریختن ، نمیدونم چی شد که به جای ریخته شدن داخل غذا ، همش ریخت توی ظرف شویی :/

مامانم میگه تو فقط برای ما شر داری :)))

بعدش گفت بیا این هودو روشن کن فقط منفجرش نکنی D:


 چند وقته دارم به ماه تولد اطرافیان و دوستام دقت میکنم و خلاصه خصوصیات اخلاقی مشترک بین متولدین یه ماه خیلی زیاد پیدا کردم و اتفاقا یه دوست آذر ماهی هم دارم که مثل من از این خرابکاری ها همیشه می ناله و میگه هر اتفاقی میوفته همه میگن تو اینکارو کردی :)

حالا باید یه پست بزارم و نتایج تحقیقاتو اعلام کنم:)))


جوگیر طوری نوشت

از اونجایی که من ادم جوگیری هستم دیروز با کمی چرخ زدن توی وبلاگستان دوباره حس نوشتن بهم تزریق شد ...این مدت اتفاقای زیادی توی زندگیم افتاد که میشد اینجا ثبت بشه اما نشد و احساس میکنم تموم اون روزهایی که ثبت نکردمو از دست دادم یجورایی ، و خب مهم نیست :)
این مدت به سبب کارم با آدم های مختلفی برخورد داشتم
آدمایی که در عین بی سوادی ادعای سواد بالا در هر زمینه ای رو داشتن و حتی خودشونو بالاتر از تو می دونستن و بهم یاد دادن که من هر چقدرم سوادمو ببرم بالا بازم بی سوادم.
آدمایی که میخواستن زرنگ بازی دریبارن و از تو سو استفاده کنند اما من یاد گرفتم جلوی این جور آدما بایستم و اجازه سواستفاده به احدالناسی رو ندم .
آدمایی که زود قضاوت کردن و بهم یاد دادن تا از چیزی مطمئن نشدم کسیو قضاوت نکنم.
آدمایی که تحقیرم کردن ولی بهم یاد دادن که نباید مثل خودشون اینقدر حقیر و بدبخت باشم.
آدمایی که مسخره ام کردن ولی بهم یاد دادن که باید پیشرفت کنم و توانایی هامو به بهشون ثابت کنم.
آدمایی که همیشه انرژی منفی دادن ولی باعث شدن که من قدم هامو محکم تر بردارم برای هدفی که دارم.
و آدمایی که بی منت کمکم کردن و بهم یاد دادن که به دیگران کمک کنم بی منت :)


گاهی به شدت از بعضی ها آدما متنفر میشم ولی بودنش توی این دنیا زیادم بد نیست چون باعث میشن که قدر خوبی های دیگران رو بهتر بدونیم .... کاش به دور از هر نژاد و دینو مذهبی ، انسانیت داشته باشیم فقط همین ...

بفروشم یا نه ؟؟؟؟ :)

دیروز یکی این نظر خصوصی رو برام گذاشته بود :)))



قیمت ارائه شده که خیلی غیرمنصفانه هست حالا اگر یک میلیون بود می فروختم :)))

اصلا مگه آدم می تونه چوب حراج به بزنه به تمام خاطراتش ، افکارش و حتی نوشته های روزمره اش !!!!

مگر اینکه قیمت خوبی پیشنهاد بشه D:

از قیمت های بالای یک میلیون استقبال خواهیم کردیم :)))

وقت تلف طوری

یه وقتایی به طرز عجیبی دلم میخواد که فقط یه گوشه بشینمو وقت تلف کنم و به شدت دلزده میشم از این همه روزمرگی :)))
درست مثل امشب ...